تبلیغات
::::كوله باره آرزوهامو به امید تو بستم::::: - خدایا با من حرف بزن ...
به ::::كوله باره آرزوهامو به امید تو بستم::::: خوش آمدید ...
خدایا با من حرف بزن ...

مردی با خود زمزمه کرد: خدایا بامن حرف بزن
یک ساز شروع کرد به خواندن

اما مرد نشنید
فریاد برآورد :خدایا بامن حرف بزن آذرخش درآسمان غرید
اما مرد گوش نکرد
مرد به اطراف خود نگاه کرد وگفت :خدایا بگذار تورا ببینم ستاره ای درخشید. اما مرد ندید
مرد فریاد کشید:یک معجزه به من نشان بده نوزادی متولد شد
اما مرد توجهی نکرد
پس مرد در نهیت یاس فریاد زد : خدایا مرا لمس کن وبگذار بدانم اینجا حضور داری
در همین زمان خداوند پایین آمد ومرد را لمس کرد اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد...



موضوع :  شعر های عاشقانه ، 



این مطلب توسط خاطره  روز دوشنبه 26 خرداد 1393 در ساعت 09:27 ق.ظ نوشته شد | نظرات()
آپلودسنتر آپ98
ترانه
کد موزیک الما

قالب وبلاگ