تبلیغات
::::كوله باره آرزوهامو به امید تو بستم::::: - حكایت دوستت دارم...
به ::::كوله باره آرزوهامو به امید تو بستم::::: خوش آمدید ...
حكایت دوستت دارم...


ijygb5iea0xm83tqt2v5.jpg

 

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم صورتت از شرم قرمز شد

و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی

وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی

انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی، پیشونیم رو بوسیدی و

گفتی بهتره عجله کنی ، داره دیرت می شه

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم

بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری بعد از کارت زود بیا خونه

وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی

باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس ها به بچه مون کمک کنی

من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی

 می خوندم و دستامون تو دست هم بود

وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو همونجور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدی

وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی...

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم

در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم

وقتی که 80 سالت شد ،‌ این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری

نتونستم چیزی بگم ، فقط اشک در چشمام جمع شد

اون روز بهترین روز زندگی من بود ، چون تو هم گفتی که منو دوست داری

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



موضوع :  عكسهای عاشقانه  ،  شعر های عاشقانه ، 



این مطلب توسط خاطره  روز چهارشنبه 22 خرداد 1392 در ساعت 01:18 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
آپلودسنتر آپ98
ترانه
کد موزیک الما

قالب وبلاگ